قرارگاه رمضان
 
 

  احمد شهيد داراي مدرك دكتراي روابط بين الملل از دانشگاه كويينزلند استراليا  می باشد . وي داراي 6 فرزند است كه يك فرزند از همسر اول ، سه فرزند از همسر دوم و دو فرزند از همسر كنوني خود دارد. شهيد در فاصله سال هاي 2005 تا 2010 دو بار و در دو مقطع زماني متفاوت به عنوان وزير امور خارجه مالديو فعاليت كرده است و هم اكنون نيز مشاور امور خارجه نخست وزير مالديو است ، اما به دليل فعاليت هاي حقوق بشري بسياري وي را معمار حقوق بشر مالديو مي دانند.

شهيد در نشست اخیر شوراي حقوق بشر ملل متحد در ژنو سوييس به عنوان گزارشگر ويژه حقوق بشر ايران انتخاب شد . وي براي اين انتخاب با دو نامزد ديگر رقابت داشت ." روبرتو توسکانو " سفير سابق ايتاليا در ايران و " امين مدنی " وکيل حقوق بشر سودانی، ديگر نامزدهای پذيرش اين مسئوليت بودند ، اما راي اعضاي شوراي حقوق بشر ملل متحد به احمد شهيد تعلق گرفت.


احمد شهید در کنار منافقین تروریست و هم جنسگرایان


دو هفته قبل احمد شهيد مامور سرویس های جاسوسی آمریکا در سازمان ملل متحد و گزارشگر ویژه امور حقوق بشر سازمانملل متحد در امور ايران، چهارمين گزارش ضد ايراني خود را در وب سايت شوراي حقوق بشر منتشر كرد که شواهد و قرائن نشان مي داد كه او فراتر از انتشار اين گزارش مأموريت ويژه اي در اين مقطع زماني دارد.

همچنین وی در 11 مارس 2013 نيز وي خلاصه اي از آن گزارش را در اجلاس شوراي حقوق بشر سازمان ملل در ژنو قرائت كرد و جمهوري اسلامي ایران را به نقض حقوق بشر متهم نمود. هرچند احمد شهید در اين اجلاس كوشيد تا ژست حقوقي بگيرد اما اتهام زنی های او  با پاسخ مستدل و مستند هيئت ايراني در ژنو مواجه شد.

در عین حال احمد شهيد بدون ارائه هیچ گونه توضیحی در خصوص ارتباط ميان گزارش او و انتخابات خرداد 92 در ايران، نسبت به برگزاري انتخابات سال آينده در كشورمان ابراز نگراني كرد. وی با تاكيد بر كليد واژه "انتخابات آزاد" اعلام نموده چون استفاده از اين واژه در ايران با انتقادهايي روبرو گردیده است، بنابراين ايران دچار نقض حقوق بشر شده که این موضع گیری خارج از عرف دیپلماتیک را می توان نمونه ای دیگر از دخالت آشکار غرب در امور داخلی کشورها محسوب نمود.

شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد، دراهداف مصوبش برای جلوگیری از سیاسی شدن و گزینشی شدن بررسی حقوق بشر در کشورهای مورد بررسی از سازوکار موسوم به (UPR) استفاده می‌شود. این سازوکار مخفف عبارت (Universal Periodic Review) به معنای بررسی جهانی و دوره‌ای ‌می‌باشد. در این سازوکار هر 4 سال یک بار، پرونده‌ی حقوق بشر تمامی کشورها مورد بررسی قرار ‌گیرد. بنابراین باید هر سال 48 کشور در دستور کار بررسی این شورا قرار بگیرند. شورای حقوق بشر در نشست اردیبهشت ماه خود و بعد از گزارش‌ (UPR) ایران اقدام به تصویب قطع‌نامه‌ای نمود که در آن برای بررسی شفاف‌تر وضعیت حقوق بشر در ایران و ارایه‌ گزارشی به مجمع عمومی، گزارشگر ویژه برای ایران تجویز شد.


احمد شهید در دیدار با مادران پارک لاله و زوج فتنه گر فراری


در (UPR) ذکر شده است که مستندات باید با قید سند و شفاف و صریح بیان شده باشد. حال برای نمونه چند بند از گزارش احمد شهید که در ژنو سوئیس قرائت شده را بررسی خواهیم کرد تا میزان مستند بودن و شفافیت آن نمایان شود.

دربند دوم گزارش آمده است :

"با وجود اظهار نظرهای مقامات جمهوری اسلامی ایران در مورد علاقه آنان برای همکاری با مکانیسمهای حقوق بشر سازمان ملل و دعوتنامه باز آنها به مکانیسمهای ویژه موضوعی شورای حقوق بشر، حکومت اجازه سفر به هیچیک از آنان را از سال ۲۰۰۵ تاکنون نداده است".

این گزارش در حالی مدعی می شود که احمد شهید در اقدامی خارج از عرف دیپلماتیک شما به عنوان گزارشگر حقوق بشر با گروه های تروریستی مانند منافقین و کوموله دیدار می کنید و براساس قوانین تصریح شده در شورای حقوق بشر گزارشگر موظف است بررسی های خود را بر اساس قوانین حقوقی و جزائی کشور هدف تنظیم و موارد نقض حقوق بشر را با توجه به آن قوانین و در مواردی که به آن قوانین عمل نشده باشد مشخص نماید حال آنکه احمد شهید ، خود قوانین را زیر سوال برده و این یک تخلف آشکار از قانون شورای حقوق بشر است.

همچنین کمیسرعالی حقوق بشر سازمان ملل از همکاری های ایران در بخش فنی و تلاش برای ارتقاء این همکاری ها علاقمندی خود برای سفر به ایران پس از انتخابات ریاست جمهوری را اعلام کرد. خانم ناوی پیلای به خاطر اتخاذ مواضع صریح و شفاف در قبال نقض حقوق بشر از سوی ایالات متحده در مناطق مختلف دنیا از جمله درباره زندان های گوآنتانامو، ابوغریب و بگرام تحت فشار لابی آمریکایی ها قرار گرفته است.

در بند بررسی موضوعات حقوقی به قوانین مجازات اسلامی اشاره شده است:

"ماده ۴۹۸ تشکیل هر گروهی که هدف آن «بر هم زدن امنیت کشور» باشد را جرم شناخته ، در حالی که ماده ۵۰۰ «هر کس علیه نظام جمهوری اسلامی ایران یا به نفع گروه ها و سازمانهای مخالف نظام به هر نحو فعالیت تبلیغاتی کنند» را مجرم می شناسد. ماده ۶۱۸ «هر کس…موجب اخلال نظم و آسایش و آرامش عمومی» شود را مجرم میشناسد. ماده ۶۱۰ « دو نفر یا بیشتر اجتماع و تبانی نمایند که جرایمی بر ضد امنیت داخلی یا خارج کشور مرتکب شوند» را مجرم میشناسد".

حال باید این سوال را از احمد شهید پرسید آیا در تمام کشورهای دنیا این قانون حکم فرما نیست؟ آیا یک فرد می‌تواند به صورت آشکار به دنبال ترور و خرابکاری در یک کشور باشد و مسؤولان امنیتی آن کشور وی را آزادانه رها سازند؟

همچنین در مقایسه ای ساده در برخورد گزینشی سازمان ملل در برخورد با نقض علنی حقوق بشر در کشورهای غربی دید که دادگاههای بین‌المللی و فعالان حقوق بشر با انتقاد از عملکرد پلیس انگلیس، معتقدند حقوق شهروندان این کشور پس از عملیات تروریستی هفتم ژوئیه سال ۲۰۰۵ لندن، از سوی پلیس نقض می‌شود. پلیس ارتباطات شخصی افراد را بدون اجازه دادگاه کنترل و در صورت نیاز اقدام به بازداشت‌های مخفی می‌کند. دولت همچنین با نصب تجهیزات ردیاب در شبکه‌های مخابراتی این کشور، تمام فعالیت‌های آنلاین شهروندان این کشور را کنترل می‌کند. طبق اعلام کمیته امنیت و اطلاعات پارلمان انگلیس، قرار است برنامه‌ گسترده‌ای برای کنترل فعالیت‌های شهروندان از طریق کنترل زیرساخت‌های مخابراتی به اجرا درآید. این تجیهزات بخشی از شبکه جمع‌آوری و ذخیره اطلاعات هر انگلیسی است که در بستر اینترنت فعالیت می‌کند.

در بند 18 گزارش احمد شهید آمده است:

"لایحه حمایت از خانواده در نظر دارد که ماده ۲۲ قانون جاری حمایت از خانواده که اجازه میدهد مردان  با اخذ اجازه از همسر و حکم دادگاه  تا چهار همسر ازدواج کنند را تغییر دهد. لایحه جدید  اجازه میدهد که مردان وارد ازدواجهای موقت بدون علم یا اجازه همسران خود شود. یک مرد تنها در موارد زیر موظف خواهد بود ازدواجهای خود را با دادگاه ثبت کند : (الف) بارداری همسرش، (ب) توافق دو طرف، (پ) شرایط ازدواج. گزارشگر ویژه بر این باور است که این لایحه موانع بیشتری برای برابری جنسیتی ایجاد میکند چرا که به شدت حقوق زنان در ازدواج و توانایی آنان برای تایین مسایلی که تاثیر بسیار بر شرایط اجتماعی-اقتصادی آنان دارد ر ا محدود میکند".


احمد شهید به همراه همسر اول و همسر سوم


این گزارش در حالی مطرح می شود که ماده ۲۲ لایحه حمایت از خانواده کاملاً به نفع زنان است و در جهت دفاع از حقوق زنان می باشد که در یکسری موارد ثبت این ازدواج الزامی شود تا مردان نتوانند منکر این ازدواج با زنانی شوند که نیاز به حمایت و صیانت حقوقی دارند و احیاناً ا گر اختلافی پیش آمد، زنان سریع‌تر بتوانند به حق قانونی‌شان برسند موارد کاملا مشهود است وقانون درباره آن تصریح دارد.حال باید پرسید تاثیر منفی و محدودیت ذکر شده از نظر آقای گزارشگر در کدام قسمت است؟

همچنین شخص احمد شهید تا کنون سه همسر اختیار کرد است و طبق اعلام منابع آگاه احمد شهید از همسر دومش به دلیل رعایت نکردن آداب اسلامی(!) جدا شدند و زوجه از احمد شهید شکایت نموده که بهتر است جناب احمد شهید موضوعات حقوق بشری خود را از خانه خودش آغاز کنند.



ارسال شده در تاریخ :
:: :: توسط : علی

 

رسول منتجب نیا که پس از تشکیل حزب اعتماد ملی توسط کروبی به وی پیوست و قائم مقام این حزب شد، درباره علت جدایی کروبی از مجمع روحانیون در سال 84 می گوید: انتخابات دوره هشتم ریاست جمهوری در حالی برگزار شد که آقای کروبی از مجمع روحانیون مبارز کاندیدا شده بود، ایشان دبیر کل مجمع روحانیون مبارز بودند، و من در جلسه ای که برای کاندیداتوری ایشان رای گیری شد، بودم. با کاندیداتوری ایشان با رای بالایی موافقت شد. بعد از آنکه آقایان معین و هاشمی هم اعلام کاندیداتوری کردند، بعضی از اعضای مجمع در حمایت از آقای کروبی مردد شدند و در ایام تبلیغات انتخابات، مجمع حاضر به حمایت از کروبی نشد، ابتدا اعلام کردند که کروبی کاندیدای ماست ولی بعد هیچ حمایتی از ایشان نکردند. 



وی همچنین به روزنامه اعتماد گفته است: بعد از انتخابات آقای کروبی به شدت از دوستان مجمع روحانیون مبارز گله مند شد، و گفت دیگر در مجمع نمی مانم و هرچه اصرار کردند ایشان قبول نکردند. حتی در جلسه ای در دفتر آقای موسوی خویینی ها در جماران، ایشان با رفتن آقای کروبی مخالفت کردند و گفتند که شما موسس این مجمع هستید و به هیچ عنوان خروج شما از مجمع صلاح نیست اما آقای کروبی زیربار نرفتند و از مجمع خارج شدند.


وی با بیان اینکه اصلاحات تعریف و لیدر ندارد، خاطر نشان می کند: مشکلی که ما در دوران اصلاحات داشتیم و هنوز هم رفع نشده این است که اصلاح طلبان نیامدند تعریف روشنی از اصلاحات ارائه کنند. من بارها در دوران اصلاحات از دوستان اصلاح طلب خواستم که تعریف دقیقی از اصلاحات ارائه دهند.


منتجب نیا در پاسخ این سوال که «شما به عنوان فردی که سال ها فعالیت اصلاح طلبانه انجام داده هم نمی دانستید چه می کنید؟» می گوید: ما خودمان می دانستیم چه می کنیم، مجموع فکر و اندیشه ما هویت ما را مشخص می کرد، اندیشه های فرهنگی، سیاسی و اجتماعی منش و تفکر ما بود، منتها ما باید یک جریان را تعریف می کردیم، جریان همواره فراتر از فرد است.


وی پس از بیان اینکه «جریان اصلاحات یک جریان مواج و سیال است که لیدر ندارد»، با این سوال مواجه می شود که «وقتی جریانی لیدر ندارد چطور می تواند مرزبندی مشخصی داشته باشد یا اهدافش را تبیین کند؟» و در پاسخ می گوید: نه اینکه لیدر نداشته باشد، لیدر شخصی ندارد یعنی یک فرد در راس آن وجود ندارد، عرض کردم یک مجموعه تاثیرگذار و مقبول می تواند جنبه رهبری جریان اصلاحات را داشته باشد به این شرط که اینها کنار هم باشند و مشورت بگیرند و با هم رقابت نکنند یکی از مشکلات ما این است که هسته تاثیرگذار اصلاحات در انتخابات های مختلف با هم رقابت داشتند اتفاق نظر نداشتند.

 



ارسال شده در تاریخ :
:: :: توسط : علی

ایشان در سال 1365 و در جریان عملیات کربلای 5 شربت شهادت نوشید اما سه سال قبل، در اسفند ماه و طی عملیات خیبر، با آتشبار مستقیم دشمن به شدت مجروح شد و دست راستش قطع گردید.
عکسی کمتر دیده شده از قطع شدن دستِ علمدار
 اسفند ماه مصادف است با سالگرد شهادت علمدار لشکر 14 امام حسین(ع) و عشقِ رزمندگان اصفهانی، حاج حسین خرازی. ایشان در سال 1365 و در جریان عملیات کربلای 5 شربت شهادت نوشید اما سه سال قبل، در اسفند ماه و طی عملیات خیبر، با آتشبار مستقیم دشمن به شدت مجروح شد و دست راستش قطع گردید.

عکسی که می بینید، تصویری است استثنایی و کمتر دیده شده از حاج حسین خرازی که ساعاتی پس از مجروح شدن در عملیات خیبر،پس از پایان عمل جراحی بی هوش روی تخت اتاق عمل قرار دارد.
شادی روحش صلوات


ارسال شده در تاریخ :
:: :: توسط : علی

سایت ایران گلوبال وابسته به اپوزیسیون انگلستان نوشت:درگیری و اختلاف نظر  شدید بین فخرآور و اعضای سوپر شورای رضا پهلوی منجر به لغو جلسه سوپر شورای رضا پهلوی شد.مقرر شده است دفتر رضا پهلوی به صورت رسمی‌ نامناسب بودن آب و هوا را علت لغو آن اعلام کند.

سایت ایران گلوبال وابسته به اپوزیسیون انگلستان

سایت دیگر ضد انقلاب بعد از تشکیل جلسه نوشت:بزرگترین فضاحت تاریخ برای شاهزاده رضا پهلوی رقم خورد.پشت پرده همکاری دفتر شاهزاده رضا پهلوی و شورای ملی ایرانیان چه کسی لابیگر مزدور وزارت اطلاعات امیر عباس فخرآور بوده است ؟؟؟
تمامی سناتورها و اعضای پارلمان آمریکا نشست بررسی اهداف شورای ملی ایرانیان را در دانشگاه امنیت ملی واشنگتن بدلیل حضور ایادی مورد دار و مزدوران  وزارت اطلاعات ایران پس از دریافت گزارشات ما و دریافت گزارش مستند از طریق تیم حقوقی ما  از خیر این نشست گذشتند و تحریم نمودند  ولی شاهزاده رضا پهلوی به اخطارها گوش ندادند و یا نگذاشتند گوش فرا دهد و فریبشان دادند و بایستی منتظر عواقب ننگین این حرکت بود .تمامی سناتورهای دعوت شده و اعضای کنگره آمریکا از ۴۸ ساعت قبل معذوریت خود را جهت حضور به دانشگاه امنیت ملی اعلان نموده بودند چرا این اطلاعات به شاهزاده رضا پهلوی داده نشد ؟ امیر عباس فخرآور و تیم مزدورانش بوسیله چه کسی شاهزاده رضا پهلوی و تیم امنیتیش را فریب دادند ؟؟؟




ارسال شده در تاریخ :
:: :: توسط : علی


آقای اوباما! در پیام نوروزی‌ امسال، از طرح اخیر کنگره آمریکا علیه ایرانیان هم سخن بگویید




هنوز عرقِ گویندگان عبارت «مذاکره مستقیم با تهران» و «تلاش ایالات متحده برای برقراری مذاکره مستقیم با جمهوری اسلامی ایران» خشک نشده که کنگره آمریکا در صدد تصویب قانونی است تا مقابله با جمهوری اسلامی ایران را از این به بعد، از حالت مقطعی و تصمیمات اقتضائی، خارج و به صورت دائمی و در قالب یک لایحه مصوب و قانونی انجام دهد. 

این اقدام در حالی است که این روز‌ها آمریکایی‌ها بیش از هر زمانی ادعای مذاکره و باز بودن دریچه دیپلماسی را دارند. این لایحه که با تلاش «آیپک»، لابی صهیونیست‌ها در آمریکا در حال تصویب است، اشاره می‌کند که رئیس‌جمهور آمریکا باید با وضع تحریم‌هایی با ایران مقابله کند. این مقابله بایستی با توانمندی‌های هسته‌ای و در قالب‌های امنیتی، اقتصادی، حقوق بشر و... باشد. همچنین رئیس‌جمهور باید گزارشی را در ۳۰ ژانویه هر سال به کنگره و به صورت غیرطبقه‌بندی (با هدف دیپلماسی عمومی) از پیشرفت طرح ارائه دهد. 

این طرح بزودی در دستورکار مقامات کنگره قرار خواهد گرفت و احتمالا با توجه به فشار گسترده آیپک به تصویب خواهد رسید. شاید اکنون بهتر بتوان منظور مقامات کاخ سفید از «مذاکره مستقیم» را متوجه شد. 

این مساله زمانی جالب‌تر از قبل می‌شود که درنظر بگیریم طی روزهای آینده، باراک اوباما حتما روبروی دوربین‌های تلویزیونی قرار می‌گیرد و در پیام نوروزی خود به مردم ایران، از همراهی با ایرانیان و تلاش برای بهبود وضعیت زندگی آنان به ویژه در زمینه اقتصادی سخن می‌گوید؛ برنامه‌ای که طرح اخیر کنگره برای تحریم دائمی و بدون انفصال ایران در زمینه‌های اقتصادی نیز شامل آن می‌شود که البته «مس‌تر پرزیدنت» قطعا اشاره‌ای به آن نخواهد داشت. 

اساسا «اتخاذ ژست مذاکره و گفتگو» رویکرد اصلی دولت‌های باراک اوباما بوده است. او در سال ۲۰۰۷ هم پس از برگزیده شدن به عنوان رئیس کاخ سفید، از مذاکره و گفتگو با ایران و دراز کردن دست به سوی تهران سخن گفت. اگرچه میزان صحت و واقعیت این ادعا در چهار سال گذشته مشخص شد اما مجددا در دور جدید ریاست جمهوری او چنین رویکردی – البته با حالتی تبلیغاتی‌تر و رسانه‌ای‌تر – اتخاذ شده است. وجه مشترک اینگونه دعاوی، عدم سنخیت آنان با رویکرد عملی کاخ سفید است؛ در واقع سیاست خارجی دولت اوباما مبتنی بر اصول و رویکردهایی است که اساسا تناسبی با سخنرانی‌های شیک و جذاب او ندارد. آقای وکیل ۵۲ ساله سیاه پوست نشان داده که اعتقادی به اجرایی کردن نظریات و تئوری‌های مطرح شده از سوی خود ندارد. 

اوباما خوب می‌داند که نه پیشنهاد ظاهری مذاکره و نه اعمال رویکرد تحریم علیه ایران، خط مشی تهران در زمینه سیاست خارجی را تغییر نخواهد داد. بر همین اساس، دولت دوم خود را نیز با سیاست دیپلماسی رسانه‌ای بسته است؛ یعنی در رسانه‌ها از تلاش برای مذاکره با تهران و حل مشکلات میان دو کشور سخن می‌گوید اما در میدان عمل، اقدام به افزودن تحریم‌ها – هر چند بی‌فایده – علیه مردم ایران می‌کند. 

به نظر می‌رسد همانطور که دولت اول اوباما با وجود شعارهای ابتدایی خود منتظر ماند تا انتخابات ریاست جمهوری دهم در ایران برگزار شود و بعد اقدام به اتخاذ یک رویکرد دیپلماتیک در برابر ایران کند، اکنون و در دولت دوم اوباما نیز چنین خط مشی در دستورکار است؛ یعنی تمام حرف‌ها و سخنرانی‌های اوباما و اطرافیانش را باید در حد شعارهایی ارزیابی کرد که تاریخ مصرف مشخصی دارند و به تعبیر رهبر معظم انقلاب، ‌دستکشی مخملین بر روی دستانی چدنی است و قرار نیست جامه عمل بر آن‌ها پوشانده شود. عدم تاثیرگذاری تحریم‌ها بر رویکرد دیپلماسی هسته‌ای ایران هم مساله‌ای است که اعمال تحریم‌های جدید علیه تهران را به یک «شوخی بچگانه» بدل می‌کند، تا یک اقدام جدی در این زمینه.



ارسال شده در تاریخ :
:: :: توسط : علی

این روزنامه که در پروژه‎هايي همچون بازگشت هاشمي رفسنجاني به نمازجمعه،‌كانديداتوري هاشمي براي انتخابات آينده و كانديداتوري مجدد هاشمي براي رياست مجلس خبرگان، در ماه‎هاي گذشته زحمات زيادي را متقبل شده است، این بار به يك حركت ابتكاري دست زده و با انتشار عكس آرشيوي ديدار هاشمي رفسنجاني و فرهاد دانشجو، از روي لبخندي دانشجو در اين عكس، به اين نتيجه رسيده است كه شايد خوشحالي دانشجو به اين علت است كه دانشجو به دليل سخنان اخيرش از آنها عذرخواهي كرده و هاشمي و سيد حسن خميني نيز او را بخشيده اند!

آرمان روابط عمومي در متن گزارش جالب خود آورده است: « یک بار دیگر سیدحسن خمینی و آیت‌الله هاشمی با هم دیده شدند. آنها روز پنجشنبه به سمت دانشگاه آزاد اسلامی رفتند تا در جلسه هیات امنای این دانشگاه شرکت کنند و البته سری هم به واحد علوم و تحقیقات که گفته می‌شود مهم‌ترین مرکز این دانشگاه است، بزنند. در این تصویر فرهاد دانشجو در میان این دو ایستاده و می‌خندد اما به چه می‌خندد را فقط خودش و هاشمی و سید حسن خمینی می‌دانند. شاید این خنده پایانی بر اظهاراتی است که در گذشته در مورد این دو عضو هیات رئیسه زده یا شاید خوشحال است که با سعه‌صدر آنها دیگر لازم نیست عذرخواهی کند. شاید هم خوشحال است که کمی بعد، آنها به واحد علوم و تحقیقات می‌روند که برادرش یعنی خسرو ریاست آن را برعهده دارد اما به هر چه می‌خندد در آن نشانه‌هایی از احترام به هاشمی ‌رفسنجانی و سیدحسن خمینی وجود دارد.»

 

 

اين در حالي است كه نگاهي به تصاوير ديدار اخير اعضاي هيات امنا با مسئولين دانشگاه آزاد نشان مي‎دهد دانشجو به علت عارضه ستون فقرات، با گردنبند در اين جلسه حاضر شده بوده است.

 

 
هر چند آروزي خوش و بش كردن و روي خوش نشان دادن مديران فعلي دانشگاه آزاد با برخي اعضاي هيات امناي اين دانشگاه كه البته تا چند ماه پيش همه امورات و مقدرات اين دانشگاه را در دست داشتند، بر جريان سابقا نشسته بر خوان دانشگاه آزاد عيب نيست، اما به نظر مي‎رسد براي تحقق آن بجاي خيالپردازي از روي عكس‎هاي آرشيوي، نياز به تغيير رويكردهايي باشد كه اين جريان در 25 سال گذشته بر امورات دانشگاه آزاد حاكم كرده بود است.




ارسال شده در تاریخ :
:: :: توسط : علی

مطلب زير نوشته يكي از كاربران بولتن نيوز است كه ظاهرا متمايل به طيف ضد انقلاب است و البته اختلاف هاي داخلي اين جريان را افشا كرده و مطرح كرده است كه چگونه عليرضا نوري زاده عامل مستقيم سرويس ام آي سيكس انگليس با تهمت زدن به ديگر عوامل رسانه اي اين جريان، اجازه نمي دهد كه فضاي انتقادي عليه او شكل بگيرد.

 

بولتن نيوز اين متن را با هدف نشان دادن عمق اختلافات جريان ضد انقلاب مواجب بگير غرب منتشر مي كند:

 

پس از توهین و تهدید منتقدین از سوی علیرضا نوری زاده در قبال طرح سوالاتی مبنی بر چگونگی ارتباط وی با علیرضا مدحی و چرایی تبدیل وی به چهره رسانه ای و اپوزیسیون از سوی ایشان ، همزمان با تداوم اعمال شک بر انگیزنوری زاده و افزایش تردید ها و سوالات، توهین به پرسشگران و تهدید آنها نیز از سوی علیرضا نوری زاده افزایش یافته است .
پیش از این از سوی آقای نوری زاده افرادی چون آرش سیگارچی روزنامه نگار شاغل در صدای آمریکا به دلیل طرح پرسش در این زمینه از ایشان به خائن تشبیه و تهدید به اخراج از صدای آمریکا شده بود. همچنین سایر منتقدین با القابی نظیر تیغ کش و حسود مورد حمله ایشان قرار گرفته بودند .


در تازه ترین این حملات در برنامه پنجره ای رو به خانه پدری به تاریخ پنج شنبه۰۷/۰۷ /۲۰۱۱ ، کسانی که در قبال منابع مالی کنفرانس پاریس و لندن و همچنین شرکت تجزیه طلبانی نظیر عبدیان و عبدالله مهتدی در کنفرانس لندن و چرایی "طرح جایگزینی نام استان عربستان به جای استان خوزستان" در کنفرانس لندن پرسش هایی را مطرح کرده اند مورد حمله قرار گرفته و پرسشگران به گردن شکسته و حسود و یالغوز آباد نشینان آمریکا تشبیه شده اند ( دقیقه ۴/۳۵ (
از جمله افرادی که به تازگی مورد حمله و فحاشی آقای نوری زاده قرار گرفته است ، میتوان از خانم فریبا داودی مهاجر نام برد . بعد از کنفرانس لندن خانم داودی سوالاتی در مورد منابع مالی تامین کننده این کنفرانس و دلیل طرح جایگزینی نام استان عربستان به جای استان خوزستان در این کنفرانس را مطرح کرده بود که همین پرسش ها سبب ساز توهین علیرضا نوری زاده به ایشان گردیده است .علیرضا نوری زاده در پاسخ خانم داودی و در برنامه پنجره ای رو به خانه پدری به تاریخ ۰۷/۰۷/۲۰۱۱ چنین میگوید :شما کی هستید که از من منابع مالی میخواهید؟شما وقتی آمدید آمریکا با روسری! منابع مالیتان کی بود؟کی به شما آپارتمان داد که رو سری تان را بر داشتید ؟( دقیقه ۸/۳۹ ) .نوری زاده در ادامه ادعا کرده که "هزینه این کنفرانس ها از طریق فروش نشریه تامین شده است و این هزینه ها بسیار کمتر از مبلغی است که به عنوان بورسیه در آمریکا به شما پرداخت شده است بنابراین وقتی حساب کتاب باز میکنید بدانید با کی طرف هستید.من بالاترین دستمزد را برای مصاحبه هایم میگیرم ونیازی به پول عربستان ندارم،بنابر این خود رانخود هرآش نکنید ودر جاهاییکه از حد وحدودشما بالاتر است دخالت نکنید اینرا به بانوی محترم(داودی مهاجر)میگویم وبه بقیه که در اینمورد اظهار نظر میکنند. "

نوری زاده در ادامه با اشاره ضمنی به امین موحدی بدون نام بردن از وی به دلیل آنچه که نمیخواهد آن شخص بزرگ شود ، با اشاره به آوارگی برادرش به عنوان پناهنده در ترکیه گفت :دلیل انتقاد این شخص از من، عدم شرکت داده شدن ایشان در برنامه آقای چالنگی میباشد که گویا این مساله سبب شده ایشان دشمن خونی من شوند . نوری زاده بار دیگرمثل برادر حاتم طایی را در مورد امین موحدی به کار بردند که قبلا در مورد آرش سیگار چی به کار برده بودند و ادامه دادند: که در نهایت ایشان برادر آن کسی است که در ترکیه است .البته آقای نوریزاده در تعریف برادر امین موحدی سنگ تمام گذشته و گفت :برادر وی که در ترکیه است بسیار آدم محترم و شریفی است و بیماری قند هم دارد و البته به من هم لطف دارند ! (دقیقه ۱۳/۵ (
لازم به توضیح است که بر اساس روایت آقای نوری زاده در برنامه های قبلی، گویا برادر حاتم طایی برای اینکه مانند برادرش مشهور شود به" چاه زم زم "ادرار کرده است .نوری زاده این مثل را قبلا نیز یک بار در مورد آرش سیگارچی به کار برده و هشدار داده بود که میتواند وی را از صدای آمریکا اخراج نماید.گویا آقای نوری زاده یکی از خدام و نگهبانان "چاه زم زم" هستند که به روز نامه نگاران تهمت ادرار در آن چاه را، زده و آنها را از ادرار در آن منع میفرمایند.
لازم به توضیح مجدد است که ادعای آقای نوری زاده و داستان صدای آمریکا زاییده ذهن قوی و خلاق قصه پرداز ایشان میباشد. آقای نوری زاده بسیار علاقمند میباشند که منتقدین را با چوب صدای امریکا بنوازند و بر همین اساس است که صدای امریکا باید روشن کند که سمت آقای نوری زاده در صدای آمریکا چه میباشد و آقای چالنگی نیز باید در مورد ادعای ایشان پاسخ فرمایند .

از طرف دیگر خانم داودی مهاجر نیز با ابراز تعجب از عصبانیت آقای نوری زاده نسبت به طرح سؤال و توهین به خویش در مطلبی تحت عنوان "نوری زاده ، نشست لندن و باز ماجرای روسری من "و در صفحه فیس بوک شخصی خویش اینچنین نوشته است :{علی رضا نوری زاده به جای پاسخ به دو سوال مطرح شده از سوی من در فیس بوک درباره نشست لندن ،با عصبیت تمام که معلوم نیست از کجا ریشه میگیرد ازداستان برداشتن روسری من در مقابل پرداخت اجاره خانه من بوسیله دولت امریکاوخلاصه کلی مسایل بامزه دیگر پرده بر میدارد
. دیدنش خالی از لطف نیست .

من هنوز سر در نمیاورم چرا در مقابل دو سوال که یکی درباره منبع مالی این نشست بوده و دیگری صحت طرح نام عربستان به جای خوزستان به وسیله یکی از شرکت کنندگان ،ایشان این چنین کنترل خود را از دست داده است . ایا واقعا پاسخگویی اینقدر سخت است؟



ارسال شده در تاریخ :
:: :: توسط : علی

درباره وبلاگ
یابن الحسن ایستاده ایم چون کوه ، مانده این چون صخره
موضوعات
آخرین مطالب
پيوندها

 
 
 
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران